• تاریخ: 2014-12-29
  • شناسه خبر: 384
  • 1,847 بازدید

خاطره ای از اعجاز دوتار ترکمن

ارکین نیوز:پرویز پقه-درصبح روز۲۰ مرداد ماه سال ۱۳۸۵ بعد از صرف صبحانه در کنار خیابان در سایه مغازه خود نشسته بودم . از دور دیدم حاج اوده قلیچ  پقه شاعر  نامی ترکمن صحرا وروستای عطاآبادبا چهره ای خندان و نورانی به سمت من ...

shoraataabad

ارکین نیوز:پرویز پقه-درصبح روز۲۰ مرداد ماه سال ۱۳۸۵ بعد از صرف صبحانه در کنار خیابان در سایه مغازه خود نشسته بودم . از دور دیدم حاج اوده قلیچ  پقه شاعر  نامی ترکمن صحرا وروستای عطاآبادبا چهره ای خندان و نورانی به سمت من می آید . نزدیک ونزدیکتر شد،بلندشدم وسلام دادم وبعد ازاحوالپرسی گرم گفتم بیابنشین حاجی دادا ،نشست وگفت: برای اصلاح سروصورتم به آرایشگاه آمدم . گفتم حاج دادا امشب عروسی حاج محمد فرزند سیدقلی دادا است. ودوستت حالت باخشی برنامه دارد و احتمالا باز یکی از اشعار شما رابا ساز دوتارش  به ،آیدم ، تبدیل کرده است ،آخه حالت بخشی هر دفعه که به روستای ما می آید ، با یک سوغاتی یعنی (یک آیدم با اشعار حاج اوده دادا  مثل اوسه سی بولماز و ترک ادن اولماز و…) برنامه اجرا می کند. در ادامه شاعر از نحوه آشنایی اش با حالت باخشی و سختی ها ودر مضیقه مالی بودنش به هنگام چاپ دیوان اشعارش سخن گفت وبیان کرد که یک کتاب شعر دیگر آماده چاپ دارد متاسفا نه بدلیل مشکل مالی نمی تواند زیر چاپ ببرد.بعد از چند ساعت  کپ و گفتگو جهت صرف چایی دعوت کردم بیاد خانه ،قبول نکرد ، و به خانه اش رفت.
شب بعد از صرف شام  درمراسم عروسی برای مهمانان و حاضرین فرش پهن کردند تا مهمانانی که ازدور و نزدیک به مراسم آمده اند روی آن بنشینند. من هم باشروع باخشی  روبروی جایگاه  در ردیف دوم یا سوم نشستم ، دیدم حاج اوده دادا هم آمده است، با چند نفر فاصله در ردیف من نشسته بود. حالت باخشی برنامه اش رابا تبریک عروسی و خواندن ، آیدم،با همین موضوع آغاز کرد.باخشی قبل از ،آیدم ،دوم گفت امشب یکی از اشعار حاج اوده قلیچ رابا نام (ای فراغی یات فراغت مرقدنگا گلمشم)به  ،آیدم ، تبدیل کرده  است( پیش بینی من درست بود). باخشی گفت : این شعر که با ابیات زیادی سروده  شده و یکی بهتر از دیگری است ، چند بیتی ازآن را  انتخاب کردم:
علم دینی سن اوقودینگ نوری کاظم یولدشینگ
شهراتینگ عالم توتوب قالدی آسمانه باشینگ

که سن دانا بلاغت مرقدینگا گلمشم
اولیای صاحب کرامت مرقدینگا گلمشم
استایب  سندن حمایت  مرقدینگا گلمشم
حقدان آلدینگ سن عنایت مرقدینگاگلمشم
ای فراغی یات فراغت مرقدنگا گلمشم
قویوب گدینگ بزلره خیراحسان یولنی
نامناسب ایلادینگ منافق احوالینی
سن بوگون بردینگ بشارت مومنینگ افعالینی
قادر اوزی یخشی بلاهر کشینگ حالینی
ای فراغی   یات فراغت  مرقدینگا گلمشم
سورایب قلسام سئوال کبله مدینگ ای لحد
صدق دلدن آیدیان نامه دیسم باورات
قال  یرینگدن بر صدا شیله یاتما  تا ابد
اولی دال سن دیری سن گویا حضر صفت
ای فراغی یات فراغت مرقدینگا گلمشم
کوپ مشقات  سن چکیب  گشت جهان ایلادینگ
کشف ادیب  اسرارینگی گنج پنهان ایلادینگ
هر نه بولیب گلچگینی بزگه بیان ایلادینگ
یوم حشر گونلارینگ خلقه عیان ایلادینگ  و…
(برگرفته از صفحه ۲۵ دیوان شعار) موضوع شعر برمی گردد به مراسم سالگرد تولد مختومقلی فراغی در آق توغای در سالی که رئیس جمهور ترکمنستان  صفرمرادنیازف نیز در آن مراسم حاضر بود شاعر روی یکی از تپه ها نشسته با دیدن خیل عظیم جمعیت که به زیارت مختومقلی آمده بودند ذوق و قریحه  هنری اش گل کرده و این اشعار زیبا و دلنشین را سروده است. این شعربا یک آهنگ آرام ودلنشین  با سوز وغم دردناک به ،آیدم تبدیل شده بود.باخشی تا وسط های آیدم را خواند، یک دفعه دیدم شاعر افتاده و مردم دورش جمع شدند،  حاضرین آرام روی زمین بصورت دراز کش خواباندند.هیچ صدا یا حرکتی ازشاعر ندیدم.با چهره ای نورانی و با آرامش کامل جان به جان آفرین تسلیم کرده وبه آرامش و سرای ابدی شتافته بود. چه آسان وراحت از فرط خوشحالی به دیار باقی شتافت .حاضرین وفامیلها اورا به خانه اش بردند و فردای آن شب  با تشییه جنازه ای با شکوه و با حضور علما وفضلا واهل فرهنگ و اقشار مختلف جامعه که جای سوزن انداختن نبودبه آرامگاه ابدی اش به قبرستان باقی روستای چن سبلی انتقال دادند.
در شعر ،دوتار، حاج ستار سوقی از اعجاز دوتار خوانده  و بارها از زبان گوینده  نامی ترکمن صحرا جبار یارعلی شنیده بودیم :
غورساغیندا عاشق لارنگ گوز یاشی                             سویگینی  کرشینده یا شادان دوتار

سویلی حالانی نی چالاندا باخشی                                   پرده سیندن سویله  ، اوغشادان دوتار
هنگینه غوشیلیپ هر بادی صبانگ                               یورک لرینگ  آهین کوشه دن دوتار
سحر موقام بیلن اویادیب غوشلار                                 بلبله آوازین دینگله دن دوتار
آینه موقامیندا آینا خریدار                                         عاشق یگیدینگ یاشین دوکدیرن دوتار
حوره لرموقامدا مایه دویه لنگ                                   آلمادیق کوشگین  امدیرن دوتار
عاشق غیزینگ  دود ق لرن  دیشلدب                     گلین لر یاشماغین آچدیران دوتار    و …..
سخن که ازدل برآید             لاجرم بر دل نشیند       شعر زیبا وپرمحتوای  شاعرباترکیب ساز و آهنگ بردل شاعر نشسته ،وروح ظریف اورا به ملکوت  اعلی پروازداد. با این رویداد و داستان واقعی جان دادن  و جدا شدن روح از جسم با آهنگ دوتار را هم به عینه دیدم و در عجبم که شاعر چه آسان و راحت با آهنگ  دوتار بدون درد ورنج به مثابه اینکه مو را  از ما ست بکشند جان به جان آفرین تسلیم گفت  ، این دوتار چه اعجازو راز و رمزی  داردکه ما از آن بی خبریم …. روحش شاد و قرین رحمت الهی باد. آمین.سایت دهیاران بخش مرکزی آ ق قلا

نام:

ایمیل:

نظر:

لطفا توجه داشته باشید: نظر شما پس از تایید توسط مدیر سایت نمایش داده خواهد شد و نیازی به ارسال مجدد نظر شما نیست