• تاریخ: 2015-09-07
  • شناسه خبر: 7890
  • 3,721 بازدید

طنز: ماجرای من و کنکور!!!!!

ارکین نیوز – رسول کر: این کنکور برای ما که هیچی نشده ولی برای بعضی ها همه چیز شده. ماجرا از اونجایی شروع شد که من تصمیم گرفتم کنکور بدم و اگه بشه یه دانشگاهی بریم و تو سرنوشت کشورمون سهمیم باشیم ولی ای دل غافل! بیش ...

ارکین نیوز – رسول کر: این کنکور برای ما که هیچی نشده ولی برای بعضی ها همه چیز شده. ماجرا از اونجایی شروع شد که من تصمیم گرفتم کنکور بدم و اگه بشه یه دانشگاهی بریم و تو سرنوشت کشورمون سهمیم باشیم ولی ای دل غافل!
بیشتر از من این مردم بودن که نتیجه امتحانا براشون مهم شده بود. تقریبا نه ماه قبل از امتحان سوال همه ی مردم و آشنایان فقط حول یک محور بود و اونم این که واسه کنکور که خوب درس می خونی؟ چند ساعت می خونی و …

منم که چون این سوالا رو از حفظ بودم می گفتم خیلی زیاد می خونم و همش سرگرم و مشغول درسم! آخه چی می تونستم بگم، شما بگید؟

خلاصه یه سالی سرو کار ما با مردمی بود که واسه من کاسه ی داغ تر از آش شده بودن. هر جایی که می رفتم قبل از سلام می گفتن: کنکور چی شد و از این سوالای کلیشه ای! منم طبق معمول می گفتم عالیه !!

اصلا دوستام هم انگار از مردم یاد گرفته و به این مرض دچار شده بودن که فقط بپرسن کنکور چی شد و از اینا! انصافا بعضیا شون رو که از یکی دو ماه می دیدم هم اینو می پرسیدن! آخه این چه وضعیه ؟ بذارید به زندگیم برسم دیگه! آخه تموم زندگی که کنکور نیست! تنها بخشی از زندگی که اونم قابل صرف نظر کردنه و میشه حذفش کرد، کنکوره!

داشتم کم کم خودمم فک می کردم که به این مرض مردم دچار شدم و این سوالا رو ازم می پرسیدم که کنکور چی شد؟ چقدر واسه کنکور درس می خونی؟ برام عذاب آور شده بود این وضعی که من دارم!

خلاصه بعد از آن همه زجر و عذابی که از مردم و آشنایان کشیدم بالاخره روز موعود فرا رسید و اخبار ۱۴:۲۱:۱۳ اعلام کرد که فردا کنکوره! و ما باید کنکور بدیم!

گفتیم خدایا کمکی کن که تو این کنکور واسه شادی مردم هم که شده یه نتیجه خوبی بیاریم و واسه خودمون اصلا نتیجه مهم نبود و کافی بود فقط این مردم که داشتن دق مرگ می شدن واسه نتیجه کنکورم، شاد بشن و با یه نتیجه خوب، بتونن شب ها رو راحت بخوابن! آخه فکر نکنم تو مدت یه سال یه خواب راحت می داشتن از بس به فکر کنکور من بودن!! آخه منو دوست دارن دیگه!!! منم که یه پسر دوست داشتنی!!!!

خلاصه شب ساعت ۴ خوابیدیم از بس که فکر این مردم بودیم که خدایا نکنه این مردمو شرمنده کنیم و نتیجه کنکور بد بشه!! یه ساعت خوابیدیم اونم چه خوابی!!! بیدار شدیم و رفتیم خونه ی بچه ها که بریم کنکور ! رفتم خونه یکی از بچه ها که کنکور داشت. راستی کنکور هم ساعت هفت و نیم بود. ساعت ۷ خونه اون دوستم رفتم که با هم بریم امتحان. وقتی رفتم خواب بود و انگار نه انگار که چشم یه ملت پشتشونه و دارن دعا می کنن که امتحانو خوب بدیم!!!! دوستم میگه: مگه چه خبره! این قد زود اومدی! گفتم پاشو مگه کنکور نداری و…!! بیدارش کردم و رفتیم سر جلسه کنکور! امتحانو دادیم و اومدیم خونه!!

حالا اصل ماجرا دیگه از این جا شروع میشه. همه از مرد و زن و پیر و جوان و کودک و خردسال چشم انتظار بودن که نتیجه چی شد و…!منم طبق روال معمول میگفتم: خوبه و باید نتیجه بیاد تا ببینیم!

از دور و نزدیک آشنایان و نا آشنایان خونمون زنگ میزدن که نتیجه کنکور چی شد؟ کنکور خوب بود؟! اصلا یه منشی گرفته بودم که جواب تلفن این خیل عظیم جمعیت مشتاقی که بی صبرانه منتظر نتیجه کنکورم بودن رو بده!!!! و صد البته به غیر از یه شماره ثابت دو گوشی موبایل هم روز های شلوغ و پر کاری رو پشت سر می ذاشتن!! وای که چه کیفی کرده بودن اپراتور های تلفن همراه بعد از کنکور من !!! همراه اول و ایرانسل هم با دیدن این صحنه ها که براشون آب و نون شده بود به وجد اومده بودن و واسم هر چند روز یه بار هدیه ای به رسم یادبود اهدا می کردن و گفتن که شما به عنوان بهترین مشترک سال انتخاب شدین!!!

سیل عظیم تماس هایی که به من می شد در روز اعلام نتایج به اوج خود رسید و در کنار این مردم مشتاق( که البته برخی از این جمعیت مشتاق، افرادی بودند که دخترانی مجرد داشتند و در صدد اغفال بنده و عملی کردنه نقشه های شوم خود برای من بودند!!!!!!) نیز به نوبه خود می آمدن و نتیجه کنکور را شخصا از بنده جویا می شدند و بنده نیز طبق غیر معمول می گفتم که: نتایج رو هنوز نگرفتم!!!! جمعیت مشتاق همچنان دست بردار نبودند و در هر جایی که من بودم اعم از مسجد، کوچه، بازار، باشگاه و هر جایی که یادتان می آید، بودند و با اهتمامی خاص به دفاع از حق و حقوق خود که نتیجه کنکور من بود می پرداختند و اندکی از تلاش و کوششان کاسته نمی شد!!! خلاصه که این ماجرا همچنان ادامه دارد و جواب من به آن ها یعنی هنوز نتیجه را نگرفتم هم هنوز ادامه دارد……………….

در پایان از تمام ملت غیور و شریف ایران و مخصوصا ترکمن صحرا که مرا در امتحانات کنکور یاری فرمودند کمال تشکر را دارم امیدوارم که توانسته باشم بخشی از زحمات و تلاش های شبانه روزی آنها را جبران کرده باشم!!!!!!!!!!!!!!
وبلاگ بیا تو صحرا

نام:

ایمیل:

نظر:

لطفا توجه داشته باشید: نظر شما پس از تایید توسط مدیر سایت نمایش داده خواهد شد و نیازی به ارسال مجدد نظر شما نیست