• تاریخ: 2015-07-13
  • شناسه خبر: 6032
  • 696 بازدید

تربیت فرزندان در اسلام

ارکین نیوز-تربیت فرزندان نسبت به علماء بدیهی است برای اینکه ادب و شخصیت اجتماعی کودکان فزونی یابد ، لازم است : پدران _ علاوه بر نصیحت و راهنمائی فرزندان خود _ ایشان را سفارش کنند به اینکه پیوسته ملازم و معاشر علمای صالح ...

yasdl23ghanon
ارکین نیوز-تربیت فرزندان نسبت به علماء
بدیهی است برای اینکه ادب و شخصیت اجتماعی کودکان فزونی یابد ، لازم است :
پدران _ علاوه بر نصیحت و راهنمائی فرزندان خود _ ایشان را سفارش کنند به اینکه پیوسته ملازم و معاشر علمای صالح و نیکوکار باشند ، و پیش از آموختن علم ، به تزکیه نفس و کسب ادب و خلق و خوی نیک از ایشان بپردازند تا اینکه فایده و بهره مند شدن از آن بشکل بسیار خوبی که کودکان به آن نیازمند می باشند تکمیل گردد .

امام نووی در کتاب الاذکار ، از حدیثی که از ابن السنی روایت نموده بود چنین نتیجه گیری می کرد که : کودک و متعلم و شاگرد ، نباید پدر و معلم و استاد خود را با اسم صدا بزنند ، و از این کار منع شده اند ، بنابراین مواردی که راجع به رعایت ادب کودک نسبت به پدر و مادر خود است عینا ً به مانند رعایت ادب با علمای عاملین می باشد ، مضافا ًبر اینکه علمای عاملین وارث انبیاء هستند ، پس لازم است کودکان پیوسته ملازم علما باشند و آنان
را مورد احترام و تکریم قرار دهند ، برای فروتنی و خدمتگزاری ایشان مبادرت ورزند ، و در مجالس آنان صدا بلند نکنند ، بلکه بسیار مؤدب و آرام باشند و در معاشرت و گفت و گو جانب ایشان را مراعات نمایند ، زیرا که تمام این موارد از جمله مسائلی هستند که باید کودک به آنها عادت کند. امام غزالی (رحمه الله) در کتاب ” إحیاء . . .” درباره فضل و برتری علما ، از قول یحیی بن معاذ آورده است که : ” علمای راستین نسبت به اُمت محمد (صلی الله علیه وسلم ) از پدران و مادرانشان مهربانتر و بارحمتر می باشند ، گفتند آن چگونه است ؟ یحیی بن معاذ در جواب گفت: پدران و مادران فرزندانشان را از آتش دنیا محفوظ می کنند اما علما آنان را از آتش آخرت مصون می دارند ” .آری ، اهمیت ادب ، در محضر علما و در احترام و بزرگداشت آنان یافت می شود
احادیث و روایاتی که درباره ادب در برخورد با علما آورده اند :
آمده است : رسول خدا (صلی الله علیه وسلم ) فرمود : لقمان به پسرش گفت :” ای پسرم مجالس علما را دریاب و به گفتار حکما و اندیشمندان گوش کن همچنان که زمین مرده و خالی از گیاه به وسیله ریزش باران زنده و سرسبز می گردد ، قلب مرده نیز به وسیله نور حکمت زنده و شکوفامی شود ” .
روایت کنند که رسول خدا (ص) فرمود : ” لَیسَ مِن أُمتِی مَن لَم یَجِلَ کَبیرَنَا وَ یَرحَم صَغِیرَنا ، وَ یَعرِف لِعَالِمِنَا حقَهُ ” : جزءِ امت ِ من نیست کسی که بزرگان ما را ارج ننهد و به کودکان ما رحم
نکند و حق و حرمت ِ عالمان را نشناسد .
در روایتی آمده است که : رسول خدا (ص) فرموده است : ” ثَلاثهٌ لاَ یَستَخفِفُ بِهِم إلا مُنَافِقُ : الشیبَه ُ فِی الإسلَام ِ ، وَ إمام ٌ مُقسِط ٌ ” : شخص منافق به وسیله سه کس خوار و بی ارزش می شود
: کسی که با اسلام و روش اسلامی پیر و پرورش یافته باشد ، دارنده علم و دانش ، و امام و پیشوای عادل و دادگر .
چند نمونه از ادب کودکان ِ سلف صالح در برخورد با علماء :
سعید بن مسیب بعد از اینکه دو رکعت نماز می خواند، کودکان اصحاب رسول خدا (ص) اعم از مهاجر و انصار پیرامون او جمع می شدند ، و یا شخص سؤال کننده مطلب را با ذکر حدیثی آغازکند، و حاضرین نیز گوش می دادند . نمونه اینگونه ادب ازحدیث ابن عمر و سکوت او در مجلس رسول خدا (ص) دراحادیث موجود است:وقتی که رسول خدا مطلبی را درآن مجلس از اصحاب پرسیدوچون ابوبکروعمر(رضی الله عنهما) در آن مجلس نشسته بودند و چیزی نگفتند ، پس ابن عمر نیز به خاطر ادب و کم سن و سال بودنش جواب آن سؤال را نداد.
نمونه دیگر ، ادب ِ ابن عباس (رضی الله عنهما) است که چگونه در دوران کودکیش بهنگام کسب علم و آگاهی از صحابه گرامی ، آن را رعایت می کرد. عکرمه گوید : ابن عباس گفت : ” بعد ازاینکه رسول خدا (ص) رحلت فرمود به مردی از انصار گفتم : بیا برویم درباره احادیث از اصحاب بپرسیم چون امروزه تعداد اینگونه اصحاب بسیارند ، مرد انصاری گفت ای ابن عباس از تو بعید و تعجب آور است مگر نمی بینی که مردم به تو نیازمندند؟ و آیا در میان اصحاب کسی به مانند تو هست ؟ ابن عباس آن مرد را رها کرد و گوید : من رفتم تا از اصحاب رسول خدا (ص) احادیث جستجو کنم ، پس اگر به من خبر می رسید که نزد فلان شخص حدیثی هست ، من در خانه او می رفتم و در حالی که در خواب نیمروز غنوده بود ، عبایم را بالش خود قرار می دادم و دراثر وزش باد ،گرد و خاک بر من می نشست ، منتظر می ماندم تا اینکه آن مرد از خانه بیرون می آمد و مرا می دید و می گفت : ای عموزاده پیامبر (ص) چه چیزی تو را به اینجا آورده است ؟چرا کسی را نفرستادی تا من پیش تو بیایم ؟ من نیز می گفتم : نخیر ، (چون من بدنبال شناخت حدیث هستم) پس سزاوارترم به اینکه پیش تو بیایم ، سپس از او حدیث می پرسیدم.ابن عباس گوید : این مرد انصاری مدتی از عمر او گذشت تا اینکه روزی در حالی که مردم پیرامون من جمع شده بودند و از من سؤالاتی می کردند مرا دید و می گفت : ” این جوان از من عاقلتر و آگاهتر می باشد ” .
حسن بصری پسرش را به رعایت ادب در مجالس علما نصیحت می کرد و می گفت : “ای پسرم هرگاه با علما همنشین شدی سعی کن برای گوش دادن علاقمندتر و حریص تر باشی تا برای سخن گفتن ، و خوب گوش دادن را بیاموز همچنانکه خوب سخن گفتن را می آموزی، بکوش کسی که سخن می گوید اگرچه به آن طول دهد ، میان سخن او مزن کلامش را قطع مکن تا زمانی که سخنش را تمام می کند ” .
در پایان این مبحث ، أدب ِ “سمره بن جندب” را که در دوران کودکیش در حضور ِ رسول خدا (ص) و در مجالس او از خود نشان می داد به عنوان حسن خاتمه بیان می کنیم : این صحابه
بزرگوار می گوید : ” در زمان رسول خدا (ص) من نوجوانی بودم و از رسول خدا (ص) حدیث حفظ می کردم ، و رسول خدا مرا از سخن گفتن منع نمی کرد مگر در موقعی که در آن مجلس مردانی بزرگتر و مسن تر از من می بوده اند ” .
حوزه علمیه عرفانی قره بلاغ

نام:

ایمیل:

نظر:

لطفا توجه داشته باشید: نظر شما پس از تایید توسط مدیر سایت نمایش داده خواهد شد و نیازی به ارسال مجدد نظر شما نیست