• تاریخ: ۱۳۹۵-۰۳-۱۵
  • شناسه خبر: 18264
  • 828 بازدید

تاثیر ادبیات فارسی در آثار مختوم قلی فراغی

ارکین نیوز – کسی در تأثیرپذیری مختوم قلی از بزرگان علم و ادب فارسی و ادبیات مشرق زمین تردیدی نخواهد کرد، چرا که تبلور ادبیات مختومقلی فراغی به عنوان اصلی ترین نمونه ادبیات ترکمنی و ظهور بزرگان ادب فارسی، هر دو در ب ...

Magtymguly-Duye-1

ارکین نیوز – کسی در تأثیرپذیری مختوم قلی از بزرگان علم و ادب فارسی و ادبیات مشرق زمین تردیدی نخواهد کرد، چرا که تبلور ادبیات مختومقلی فراغی به عنوان اصلی ترین نمونه ادبیات ترکمنی و ظهور بزرگان ادب فارسی، هر دو در بستری از پیوندها و همانندی های انکارناپذیر فرهنگی و اخلاقی میسر شده است. لازم به ذکر است که حضور و تأثیر ادبیات فارسی، نه تنها در ادبیات قرن های هجده و نوزده، بلکه در ادبیات قرن بیستم و به رغم چارچوب های سختگیرانه دوران شوروی، در آثار و تفکرات شاعران ترکمنستان قابل جستجو و یافتنی است.
تاثیر ادبیات فارسی در آثار مختوم قلی فراغی

مختوم قلی یکی از شاعران برجسته ترکمن است. او خود اعتراف می کند که معلومات و تربیت ابتدایی را از پدر فرزانه اش فرا گرفته است. وی در این باره می گوید:

«دعا قیلسام جبر و جفا اکثردیر
علم اوگره دن استاد قبلام پدردیر»

«به خاطر افزایش ظلم و ستم بر ملت دست به دعا برمیدارم
نخستین استاد و قبله گاهم پدر است».

مختوم قلی ابتدا در محل قزل آیاق در مدرسه ای به نام «ادریس بابا» تحصیل کرده و برای ادامه تحصیلات به بخارا می رود. در مدرسه شیرغازی تحصیلاتش را تکمیل می کند.در آن زمان، در آن مدرسه ها و مکتب ها، کتاب ها و دیوان اشعار شاعران فارسی زبان همچون سعدی، فردوسی، خاقانی، نظامی، عبدالرحمن جامی، امیرعلی شیرنوایی (فانی)، عمر خیام، عطار نیشابوری، حافظ و مولوی تدریس می شده است. تردیدی نیست که مختومقلی نیز از افکار و آثار این شعرا تاثیر پذیرفته است.

از شواهد بر می آید که مختوم قلی نه تنها ادبیات فارسی بلکه ادبیات ملل شرق را نیز فراگرفته است. این شاعر شهیر ترکمن، شعر و سخن خود را در خدمت اعتلای اندیشه های اخلاقی، عرفانی و اجتماعی قرار داده است. یکی از ویژگی های سخن مختوم قلی خردگرایی اوست. از این حیث او را با رودکی، فردوسی، ناصرخسرو و سعدی مقایسه کرده اند.

مختوم قلی واقع گرا، حقیقت جو و کمال یاب است. مختوم قلی با فرزانگی تمام، انسان ها را به «صراط مستقیم» فرا می خواند و شعر خود را با مفاهیم قران کریم و احادیث می آراید. اشعار مختوم قلی از فرهنگ دیرینه فارسی در این منطقه متاثر است. حضور نشانه های برجسته ای از ادبیات و فرهنگ کهن فارسی در شعر او احساس می شود. مختوم قلی، همانند بسیاری از فرهیختگام هم­عصر خود، با شاعران فارسی زبان و عرفانی بزرگ ایران و اسلام آشنا بوده است.

مختوم قلی، خود در «دیوان اشعارش» و در شعر «سان بولسام» آرزومندانه می گوید:
«ابوسعید، عمرخیام، همدانی
فردوسی، نظامی، حافظ، پروانی
جلال الدین کیبی جامی النّامی
آلارنینگ یانینده من هم سان بولسام
اوقیب ایدیم اول سعدی نینگ بوستان نی
گور نه عجب خاقانی نینگ مداینی
ایستارمن شاهنامه، ساقی نامانی
مالک عمر بیرلن سلیمان بولسام»

«ابوسعید ابوالخیر، خیام نیشابوری، باباطاهرهمدانی
فردوسی طوسی، نظامی گنجوی و حافظ شیرازی
مولانا جلال الدین بلخی
من هم آرزو دارم که در زمره آنان باشم
سعدی را خواندم و فهمیدم
«مداین» خاقانی چه زیبا بنا یافته است
شاهنامه و ساقی نامه را بسیار پسندیدم
کاش گوشه ای از مقامات سلیمان نصیب من هم می شد».

مولوی در مورد عشق چنین گفته است:
«عشق جوشد بحر را مانند دیگ
عشق ساید کوه را مانند ریگ
عشق‌بشکافد فلک را صد شکاف
عشق لرزاند زمین را از گزاف»

حافظ نیز این معنی را بسیار نیکو سروده است:
«در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
جلوه‌ای کرد رخت دید ملک عشق نداشت
عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد»

حافظ در غزلی دیگر چنین می گوید:
«آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه کار به نام من دیوانه زدند»

شاعر و عارف نامی ترکمن، مختوم قلی فراغی نیز در این باره اینچنین سروده است:
«کشت ایله ییپ، گزدیم عشقینگ داغیندا
نه بلادیر! کیمسه چکر بودردی
عشق داغین آسدیلار، گوگونگ بوینوندان
گوک تیتره ییپ چکه بیلمز بو دردی»

«سیر کردم در کوهسار عشق
آه که چه بلایی است! چه کسی می تواند درد عشق را تاب بیاورد
بار عشق را برای آسمان بردند
لرزه بر آسمان افتاد و آن را تاب نیاورد»

همچنین:
«کیم دیر عشقینگ یوکین چکر مردانه؟
فلک گوردی قورقیپ دوشدی گردانه
زمین جنبش ایلاپ قالدی لرزانه
چوخ لار تاپ گتیرمز، چکمز بو دردی»

«کیست که مردانه بار عشق را به گردن گیرد؟
[در پاسخ] افلاک از ترس شروع به چرخش نمودند
زمین نیز به جنبش افتاده و لرزان شد
[چراکه] خیلی ها تاب و تحمل بار عشق را ندارند»

مختوم قلی به علت همسایگی با زبان و ادب فارسی و نیز به واسطه حروف و نشانه های نزدیک نوشتاری و همچنین از لحاظ اشتراکات فرهنگی، دینی و آیینی، از خرمن پربار زبان و ادب فارسی خوشه ها چیده است.

کاربرد واژه های فارسی در دیوان اشعار مختوم قلی بسامد بالایی دارد و حتی می توان مدعی بود که این ویژگی، یکی از رموز ماندگاری شعر اوست. به کارگیری واژه ها با همان شکل و تلفظ رایج در زبان فارسی (مانند واژه های پری پیکر، تیرکمان، لب و دهان، دندان، باغ میوه، چمن، بلبل) و کاربرد واژها با تغییر آوایی و شکل نوشتاری (مثل: بازیگار/ بازیگر- هنیز/ هنوز- قابر/ قبر- قوات/قوت- طما/ طمع) از این جمله است که قابل اشاره می باشد.

اما سخن آخر این که، کسی در تأثیرپذیری مختوم قلی از بزرگان علم و ادب فارسی و ادبیات مشرق زمین تردیدی نخواهد کرد، چرا که تبلور ادبیات مختومقلی فراغی به عنوان اصلی ترین نمونه ادبیات ترکمنی و ظهور بزرگان ادب فارسی، هر دو در بستری از پیوندها و همانندی های انکارناپذیر فرهنگی و اخلاقی میسر شده است. لازم به ذکر است که حضور و تأثیر ادبیات فارسی، نه تنها در ادبیات قرن های هجده و نوزده، بلکه در ادبیات قرن بیستم و به رغم چارچوب های سختگیرانه دوران شوروی، در آثار و تفکرات شاعران ترکمنستان قابل جستجو و یافتنی است.

نویسنده: مشهد قلی قزل- پژوهشگر ادبیات ترکمن و مصحح دیوان مختومقلی فراغی – ایراس

نام:

ایمیل:

نظر:

لطفا توجه داشته باشید: نظر شما پس از تایید توسط مدیر سایت نمایش داده خواهد شد و نیازی به ارسال مجدد نظر شما نیست

کد امنیتی *