• تاریخ: 2015-06-27
  • شناسه خبر: 5454
  • 3,885 بازدید

تاریخ قومی و قبایل ترکمن

ارکین نیوز – ترکمنها گروهی از زرد پوستان آسیای میانه هستند که به دلایل گوناگون طبیعی و اجتماعی به طرف جنوب هجوم آوردند. این گروه در مناطق ترکمنستان ترکمن صحرای ایران و شمال افغانستان ساکن شده اند. آنان دارای جدی اف ...

index
ارکین نیوز – ترکمنها گروهی از زرد پوستان آسیای میانه هستند که به دلایل گوناگون طبیعی و اجتماعی به طرف جنوب هجوم آوردند. این گروه در مناطق ترکمنستان ترکمن صحرای ایران و شمال افغانستان ساکن شده اند. آنان دارای جدی افسانه یی به نام “اُغوذخان” (Oghuz Khan) هستند که تمام گروهها و زیرگروههای ترکمن از او منشعب شده اند. ترکمنها مسلمان، از شاخه حنفی و اهل سنّت بوده و به لهجه ترکمنی که متعلّق به گروه زبانی “اُغوذ” یا “ترکی جنوب غربی” بوده و به زبانهای آذربایجانی و ترکی استانبولی نزدیک است صحبت می کنند (منگز Menges 1967) از لحاظ فرهنگی و اجتماعی مشابهات زیادی با زرد پوستان آسیای میانه (مانند گروههای قزاق و قرقیز) دارند (آیرونز Irons 1975) ترکمنها در طی سالیان دراز با گروههای بومی مخلوط شده اند. ترکمنها، در منطقه شمال دریاچه “ایسیق کول” (Issyk Kol) در حدود شش هزار سال پیش زندگی می کرده اند (بوگولیوبف Bogoliouboff 1979) منابع فوق را نشان می دهد که ترکمنها متعلّق به شمال مغولستان بوده اند.

بیشتر مورّخان عقیده دارند که ترکمنها از مشرق (خاور زمین) مهاجرت کرده اند. آنها در قرن ششم میلادی در نزدیکی سیر دریا (سیحون) می زیسته اند و بعـداً به قسمتهای جنوبی آمـودریا (جیحون) و مرو مهاجرت کرده اند.

تاریخ ترکمنها را می توان به دو دوره افسانه یی و تاریخی تقسیم کرد:

۱- دوره افسانه ای

بر طبق منابع شفاهی و شجره نامه یی می توان تاریخ ترکمنها را از آغاز خلقت تاکنون به شرح زیر نگاشت:

حضرت آدم (ع) نخستین انسان روی زمین بود . بعد از وی “شیث” بزرگترین پسر او، جانشین وی و پیامبر بود. او در حدود ۹۱۲ سال زندگی کرد. “انوش” (Enush) فرزند وی پس از پدر، رهبر و پیامبر شد. سپس “قی نان” (Qeynan) که ۸۴۰ سال زندگی کرد و فرزند “انوش” بود، رهبری و پیامبری را به عهده گرفت. “مهلائیل” (Mehlail) فرزند “قی نان” پس از او بر جای پدر نشست. وی ۹۲۰ سال زندگی کرد و در زمان او فرزند آدم زیاد شده و در منطقه وسیعی پراکنده شده بودند. او در شهر “سور” در “بابل” زندگی می کرد و مردم در آن زمان در کوهها و جنگلها می زیستند.

“مهلائیل” از آنها خواست که روستاها و شهرها را بنا کنند و به کشاورزی بپردازند. پس مردم به کاشتن گندم و جو همت گماشتند. بعد از او پسرش “بارد” (Bared) یا “ادریس” (Edres) رهبری و پیامبری را به عهده گرفت و بعد از وی نیز پسرش “اخنوش” (Ekhnush)، که ۹۰۸ سال زندگی کرد، پیامبر مردم شد. او علم پزشکی می دانست و مردم را به خداشناسی دعوت می کرد. “متوشلخ” (Metushelekh) فرزند او جانشین وی شد. پس از او “لامق” رهبری مردم را بر عهده گرفتند. چنانکه در “جامع التّواریخ” مذکور است حضرت نوح (ع) در ۲۵۰ سالگی به پیامبری رسید ولی بیشتر امت وی به او و پروردگار یکتا ایمان نداشتند. در طی ۷۰۰ سال فقط ۸۰ نفر به او ایمان آوردند. او از خدا خواست که امت او را نابود کند. خداوند نیز با او موافقت فرمود و از طریق جبرئیل به او پیام داد که یک کشتی بزرگ بسازد. این کشتی با وسیله او و پیروانش ساخته شد. آنها به اندازه کافی غذا و از هر نوع حیوان یک جفت در کشتی گذاشتند. در آن روز باران و طوفان آغاز شد و برای مدتها ادامه داشت. حضرت نوح (ع) و پیروان در روز موعود به کشتی درآمدند. تمام زمین و حتّی قلّه کوهها به وسیله آب پوشانده شد. کشتی بعد از شش ماه در “موصول” در شمال ترکیه به زمین نشست. آنها تنها انسانهایی بودند که از طوفان جان سالم بدر بردند. پس از سالها تمام پیروان او به جز پسران او و زنانشان به رحمت ایزدی پیوستند. حضرت نوح (ع) دارای سه پسر به نام های “یافث” (Yafeth)، “سام” (Sam) و “حام” (Ham) بود. “یافث” جد مشترک ترک ها و زرد پوستان است که در شمال زندگی می کرد.

“سام” که در خاورمیانه می زیست جد اعراب و ایرانیان است و “حام” نیز که در هندوستان بسر می برد جد سیاه پوستان است. بنابراین، این سه برادر جد مشترک تمام انسانهای امروزی هستند. “یافث” احتمالاً پیامبر بود و به صورت کوچندگی زندگی می کرد. او تابستانها را در “اورتاق” (Urtaq) و “کرتاق” (Kertaq) که کوههای بلند و عظیم هستند و نیز در شهر “اینانج” (Inanj) در مغولستان می گذراند و زمستانها نیز به “اورسوق” (Ursuq)، “قاقیان” (Qaqeyan) و “قره قروم” (Qare Qurum) در مغولستان می رفت. او دارای هفت پسر بود که یکی از آنها ” ترک ” (Turk) نام داشته و جد تمام ترکهاست. “ترک” چهار پسر داشت. “توتک” (Tutek) یکی از پسران او دارای فرزندی بنام “الیجه خان” (Elije Khan) بود. “دیب یاقوی خان” (Dibbaquy Khan) پسر او، نیز پدر، ” گوک خان” (Guk Khan) بود. او نیز پسری بنام “آلینجه خان” (Alinje Khan) داشت که دارای دو پسر به نامهای “مغول” (Moghol) و “تاتار” (Tatar) بود که به ترتیب اجداد مغول ها ( زردپوستان ) و تاتارها هستند. “مغول” چهار پسر به نامهای “قراخان” (Qara Khan)، “آورخان” (Aver Khan)، “گورخان” (Gur Khan) و “گوزخان” (Guz Khan) داشت. “قراخان” پس از ازدواج صاحب پسری بنام ” اُغوذخان” (Oghuz Khan) شد که جد مشترک ترکمنهاست.

۲- دوره تاریخی

ترکمنها در زمانهای گذشته به نام «غز» یا «غوز» (Guz) که از کلمه «اغوز خان» جد مشترک آنها گرفته شده است خوانده می شدند. درباره تاریخ ترکمنها به طور دقیق اطلاع صحیحی در دست نیست. تنها اطلاعات موجود به طور جسته و گریخته از کتابهای تاریخی و یا سفرنامه ها گرفته شده است. طبق نظر «بهادر خان» ترکمنها در منطقه ساحلی شمال دریاچه ایسیق کول (Isıq Köl) در مغولستان زندگی می کردند. بنابراین، به نظر می رسد که آنها به تدریج از بخشهای شمالی مغولستان و نه بخشهای شرقی و جنوبی آن به طرف جنوب مهاجرت کرده و در قرن ششم میلادی در نزدیکی رود خانه «سیر دریا» (سیحون) ساکن شدند و سپس در قرن دهم میلادی به نزدیکی «آمو دریا» (جیحون) و منطقه مرو آمدند. ترکمنها در قرن یازدهم میلادی در مرو ساکن شدند. زیرا در آن زمان مرو بسیار پیشرفت کرده بود. این شهر بعداً به وسیله حملات «هون ها» و مغولها، سقوط کرد. در هر صورت می توان تاریخ ترکمنها را به سه دوره زیر تقسیم کرد:

الف- دوره بیابان گردی

ب- دوره مهاجرت به ترکمنستان و ترکمن صحرای ایران و شمال افغانستان

ج- دوره بعد از مرز بندی رسمی بین کشور های روسیه، ایران و افغانستان

تقسیمات قبایل و طوایف ترکمن

پیش از غلبه روسها جمعیت ترکمنها در حدود (۱۱۵۰۰۰۰) نفر بود. طبق گفته سیاحان و منابع معاصر ترکمنها به قبایل تیره ها و طوایف تقسیم می شدند. اینها قبیله های عمده ترکمنستان بودند:

۱- عالی ایلی (علی ایلی)

۲- آتا

۳- چاودار

۴- امرالی (یمره لی؟)

۵- ارساری

۶- گوکلان

۷- ساکار (ساقار؟)

۸- سالور

۹- ساریق

۱۰- تکه

۱۱- یموت

۱- ترکمنهای عالی ایلی عمدتا در ناحیه اندخوی در مرز شمالی افغانستان ساکن بودند. هر چند که بخش کوچکی از این قبیله در مرز قبیله شمالی و ایلات قوچان و دره گز ایران زندگی می کردند این قبیله حدود (۳۰۰۰۰) خانوار (جمعاً ۱۵۰۰۰۰ نفر) و تابع امیر افغانستان بودند.

۲- ترکمنهای آتا در فاصله بین خیوه و چاههای ایگدی زندگی می کردند و تعداد شان بیش از (۳۰۰۰) خانوار (جمعاً ۱۵۰۰۰۰۰ نفر) بود. به اعتقاد موراوف، آنها به چهار تیره تقسیم می شدند:

الف- نور آتا

ب- گوسل آتا

ج- عمر آتا

د- اویماک (اویماق) آتا

۳- ترکمنهای چاودار در منطقه بین مانقشلاق و خیوه زندگی می کردند و بعداد شان در حدود (۱۰۰۰۰) خانوار (جمعاً ۵۰۰۰۰ نفر) بود. این گروه از ترکمنها قبل از سایرین با روسها در تماس بودند. آنها به هفت تیره تقسیم می شدند:

الف- چاودار

ب- ایگدیر

ج- ابدال

د- بورونجوک

ه- بوساجی

و- اسن لو (حسن لو)

ز- شیخ

۴- ترکمنهای امره لی (یمره الی) در سمت شرقی آمو دریا نزدیک خیوه ساکن بودند و در حدود (۵۰۰۰) خانوار (جمعاً ۲۵۰۰۰ نفر) می شدند. بعد از سال ۱۸۷۳ توسط خیوه به روسها خراج می دادند.

۵- ترکمنهای آرساری در ساحل چپ آمو دریا از بخارا گرفته تا بلخ و سرزمین داخل افغانستان سکونت داشتند. آرساری یکی از قبایل کثیرالعده ترکمن در آسیای میانه بودند. بعد از غلیه روسها بر ترکستان اکثراً آرساریها به دولت روسیه توسط بخارا خراج می پرداختند و تعداد کمی از آنها تبعه افغانستان بودند. آرساریها (۵۰۰۰۰) خانوار (جمعاً ۲۵۰۰۰۰ نفر) بودند. اکثر آنها اسکان یافته بودند، آنها در روابط بین خانات بخارا و افغانستان نقش عمده داشتند و چهار تیره تشکیل می دادند:

الف- قرا

ب- بکاول

ج- آلاچا

ه- اوکا

۶- ترکمنهای گوکلان در دره گرگان بین کوچک داغ و سلسله البرز مقیم بودند که یکی از زیبا ترین مناطق شمال خراسان است. اما آنها در این سرزمین به علت حملات پی در پی ایرانیان زندگی آرامی نداشتند. پیش از آنکه ایران آنها را تسلیم خود کند مورد تهاجم آقا محمد خان قاجار از خراسان و محمد امین خان از خیوه قرار گرفتند و تا حدود زیادی نابود شده بودند. بدین طریق آنها چاره ای جز تسلیم شدن به شاه ایران در اوائل دهه ۱۸۴۰ نداشتند. در نتیجه گرچه آنها زمانی به اندازه ترکمنهای تکه نیرومند بودند. به صورت قبیله درجه دو، مخصوصاً از لحاظ سیاسی در آمدند. آنها حدود (۱۲۰۰۰) خانوار (جمعاً ۶۰۰۰۰ نفر) بودند. به گفته سیاحان، آنها متمدن ترین و اسکال یافته ترین تیره ترکمنها بودند. گوکلانها به هشت طایفه تقسیم می شدند:

الف- یانقال

ب- چاکر بیگدری

ج- کریک (قریق)

د- کائی (قایی)

ه- آی درویش

و- بایندر

ز- ارکک لی

ض- قریب علی خان

۷- ترکمنهای ساقار (قرا)، قبیله ای کوچک که در اطراف چاههای کویر بین اندخوی و مرو زندگی می کردند و تعداد شان ۲۰۰۰ خانوار (جمعاً ۱۰۰۰۰ نفر) بودند.

۸- قبیله سالور یکی از قدیمی ترین قبایل ترکمن بود. احتمالاً تعداد آنها قبل از جنگها و مهاجماتی که موقع انتقال قسمت عمده ترکمنها توسط سلجوقها از آسیای مرکزی به غرب روی داد بیشتر بود. سالور ها در شرق سرزمین تکه، بین سرخس و رود مرغاب میزیستند و تعداد شان (۶۰۰۰) خانوار (جمعاً ۳۰۰۰۰ نفر) بود که آنها به سه تیره تقسیم می شدند:

الف- یالواچ

ب- کارامان

ج- آنابوله گی

۹- ترکمنهای ساریق یک قبیله قدیمی دیگر در ناحیه پنجده کنار رود مرغاب مرچاق سالور ها ساکن بودند. تعداد تقریباً (۱۰۰۰۰) خانوار را تشکیل میدادند (جمعاً ۵۰۰۰۰ نفر) به گفته گالکین، ساریق ها به تیره های زیر تقسیم می شدند:

الف- بیراش

ب- بادانن

ج- آلاچا

د- بارزاکی

ه- قزل مراد

و- دویاچی

ز- کاچاعالی

ض- ساختی

ظ- قانای باش

۱۰- ترکمنهای تکه بزرگترین و نیرومند ترین قبیله ترکمنهاست که نفوذ آنها نه تنها در کشور های مجاور بلکه درمیان کل مردم ترکمن محسوس بود. قدرت فزاینده تکه، رهبریت ترکمنها را بدانها داد. همان طوری که در واقع اسم آنها هم تلویحاً بیانگر آن بود. آنها در آخال و واحه های مرو و در سرتاسر کویر و اوزبوی، از نزدیک چاه های ایگدی گرفته تا مرز های واحه خیوه میزیستند. زمانی اکثریت جمعیت تکه در سرزمین اخال ساکن شده بودند. اما بعد از اینکه سدی روی مرغاب ساخته شد عده ای به واحه مرو انتقال یافته اند که بدین ترتیب مرو از واحه آخال پر جمعیت تر گردید.

۱۱- طایفه یموت مرکب از دو تیره است. شرف و چنونی، آنچه نسبت به این دو تیره میدهند این که شرف و چونی دو برادر بودند و اینها از نژاد و نسل آنانند. خیل یموت مرکب از دوازده طایفه است و هر طایفه مرکب از چندین تیره و طایفه و اوبه هستند.

جعفر بای، آتابای، یلقی، داز، دوه جی، بدرا، سلاخ، ایمر کوچک،‌ ایکدر، قوجق، قان یخمز، این ها طوایف یموت هستند که در کنار گرگان در صحرا میان آلاچیق زندگی می کنند.

مآخذ

۱- کمالی، محمد شریف – عسکری خانقاه، اصغر ـ ایرانیان ترکمن ـ اساطیر، ۱۳۷۴

۲- بیگدلی، محمد رضا ـ ترکمنهای ایران ـ پاسارگاد، ۱۳۶۹

۳- سارای، محمد ـ ترکمنها در عصر امپریالیسم ـ رجایی، قدیر ویردی ـ مترجم، ۱۳۷۸

۴- قاضی گنبد، سوزلیک ـ گنبد کاووس ـ قابوس نشریاتی،۱۳۶۴

۵- کمالی، محمد شریف ـ ریشه یابی قومی ترکمنهای یموت ـ اساطیر، ۱۳۶۲

بخشی از کتاب تاریخ ترکمنها ( عبدالمجید توران)

نام:

ایمیل:

نظر:

لطفا توجه داشته باشید: نظر شما پس از تایید توسط مدیر سایت نمایش داده خواهد شد و نیازی به ارسال مجدد نظر شما نیست