• تاریخ: 2015-11-17
  • شناسه خبر: 10678
  • 1,942 بازدید

با مهمانی متفاوت از مراوه تپه

ارکین نیوز – علی نصیبی: امروز دوشنبه ۲۵ آبان ۹۴ حوالی ظهر، خسته از دو برنامه فشرده در دفتر محل کارم نشسته بودم که با صدای همکارم متوجه شدم ارباب رجوعی از مراوه تپه دارم. یک دقیقه بعد درب اتاق باز شد و جوانی معلول س ...

ارکین نیوز – علی نصیبی: امروز دوشنبه ۲۵ آبان ۹۴ حوالی ظهر، خسته از دو برنامه فشرده در دفتر محل کارم نشسته بودم که با صدای همکارم متوجه شدم ارباب رجوعی از مراوه تپه دارم.

یک دقیقه بعد درب اتاق باز شد و جوانی معلول سلامی کرد و به سختی کشان کشان وارد اتاق شد و بر صندلی کنار من نشست.

سر و صورتش عرق کرده بود و بسیار خسته نشان می داد. حق هم داشت. ساعت پنج صبح از مراوه تپه حرکت کرده بود و بعد از چندین و چند بار عوض کردن ماشین کرایه ای آن هم با این وضعیت، به گرگان و استانداری رسیده بود.

خستگی اش که فروکش کرد، گپ و گفت را با هم آغاز کردیم و آن جوان مودب شروع به درد دل و گفتن از خودش کرد و پراکنده از اینجا و آنجا حرف هایی زد که هر لحظه بیش از پیش به تعجب من افزوده شد.

“تا ۹ سالگی نمی توانستم راه بروم و حتی کنترل گردنم برایم سخت بود. حتی دکترها گفته بودند تا دوازده سیزده سالگی بیشتر زنده نمی مانم. به مادرم می گفتم چرا من را به دنیا اوردی؟ در هفت سالگی مادرم به زحمت من را به مدرسه برد اما معلم حاضر به قبول من در کلاس نبود. دوستی به نام مهدی داشتم که هر روز در خانه ما می آمد و کیف من را با خودش به مدرسه می برد. بعدها خانم معلمی به مدرسه ما آمد که از قضا همسایه ما هم بود. این خانم من را هر روز کول می کرد و به مدرسه می برد و خود برمیگرداند و من را تشویق می کرد. سال ها گذشت و من به سختی درس خواندم و حتی با تمرین و فیزیوتراپی، راه رفتن و … را شروع کردم. تا دیپلم درس خواندم. ازدواج کردم. برای خود کاسبی راه انداختم، الان یک دختر دارم. برای تشکر از آن معلم و پیدا کردن آن به همه جا سر زدم از آموزش و پرورش استان در گرگان تا آموزش و پرورش مازندران که قبلا استان زیر نظر آنها بود. پیداش نکردم. کارم این شده بود که هر روز از طریق اینترنت شماره های آموزش و پرورش استان ها و شهرستان ها را پیدا کنم و تماس بگیرم تا معلم آن روزها که در حق من لطف کرده بود پیدا کنم. آخر در خراسان جنوبی پیدایش کردم. وقتی فهمید که من هنوز زنده ام و محبتش را فراموش نکردم پشت تلفن گریه افتاد و از شدت هیجان و استرس دو ساعت تلفنش را خاموش کرد. به سختی تا بیرجند رفتم تا از او تشکر کنم. از او دعوت کردم به مراوه تپه بیاید و او هم با خانواده آمد و برایش مراسم تقدیر گرفتم، و …. .

این جوان مراوه تپه ای گفت و گفت و گفت و من مبهوت از اراده اش بودم و در نهایت خواسته اش را اینگونه مطرح کرد.

“میخواهم فعالیت داشته باشم، میخواهم موفق باشم، میخواهم برای جوان های معلول مراوه تپه کاری انجام دهم، نمیخواهم فقط یک جا باشم و زندگی عادی داشته باشم، و …”

بی تعارف مبهوت صحبت هایش بودم که در عین ادب و محبت بیان میشد.
گفت: “باید کمکم کنی، من را هر جوری که میخواهی امتحان کن. من آماده ام که یک کاری برای منطقه ام و جوانان آن بکنم”

گفتم: “عزیز دل، تو با این اراده ات و با این پیگیری ات، داری به ما درس می دهی، خدا تو را به عنوان یک نمونه عینی تلاش و سختکوشی فرستاده تا به خیلی ها درس بدهی. همین که صدها کیلومتر را طی کردی و تا اینجا آمدی با خود هزاران پیام دارد بماند تک تک اتفاقات زندگی ات که هر یک ….”

_ میخواهم فعال باشم، میخواهم تاثیرگذار باشم، نمیخواهم عادی باشم، میخواهم به بقیه کمک کنم، من می توانم، میخواهم ….

– می گفت و می گفت و می گفت و من مبهوت بودم از این همه اراده، پشتکار، ادب و اخلاق، مسوولیت اجتماعی، و ….
– چه گنج هایی پیرامون ما هستند، چه الگوهایی ….، کاش قدر دانسته شوند. کاش از این ظرفیت ها … .

درود
گروه تلگرامی فعالان فرهنگی اجتماعی گلستان

  • عبدالمجید حسن قاسمی - 2015-11-17 در 7:21 ب.ظ

    سلام
    آفرین به این جوان با انگیزه و آفرین آفرین
    افتخار میکنم جوانان اینچنین با انگیزه در کنار ما هستند .

  • غراوی - 2015-11-19 در 6:07 ب.ظ

    از مراوه تپه هستم تمام مراوه میشناسن از جوانان با انگیزه و سخت کوش

  • کوسه غراوی - 2015-11-19 در 9:27 ب.ظ

    سلام منم معلولم ایشان رو میشناسم ولی چه فایده از مسئولیت شهرستانی و استانی کسی حمایتش نمیکنه پیشت کاری ک ایشان داره کمتر کسی در سطح شهرستان داره

  • فیروز پقه - 2015-11-20 در 10:38 ق.ظ

    سلام.من ۱۶ ماه تو مراوه خدمت کردم،منم میدونم کیه،اما مطمین نیستم چون اسمش قید نشده،ولی کسی غیر ز اون نمیتونه باشه…..
    چون با وجود اینکه باهاش دوست شده بودم تو این مدت چیزی از دوران کودکیش نمیدانم….
    پسر خیلی خیلی خوبیه،و فعال…
    هروقت دیدم دنبال یه فعالیتی بود،بخصوص پیگیری برای فعالیت در زمینه ی هم نوعانش…
    دوست من،دوستت دارم و از خداوند سعادت و موفقیت روزافزونت را آرزو میکنم….

نام:

ایمیل:

نظر:

لطفا توجه داشته باشید: نظر شما پس از تایید توسط مدیر سایت نمایش داده خواهد شد و نیازی به ارسال مجدد نظر شما نیست